چشم ها

چشم هام میتوانست جلو انفجار را بگیرند
همینطور زبانم
حالا چشم هام مورچه ای هم تکان نمیدهد
و زبانم فکر هام
تا به هم بریزد
رژه نگاه های سمت دیگر و حواس های سمت من
و شبح هایی که احضار میشوند شناور در خلاء اتاق‎‏
نمیشد معجزه ی بی کاربرد یک بار مصرف من برای معشوقه عاشق نشده
اگر چشم هام حرف میزد در نگاه اول یا اخر
معامله عشق با مرگ
پرسه ای در گذشته

/ 0 نظر / 30 بازدید